کانون سردفتران و دفتریاران

جمعه, 31 فروردين 1397

 

آدرس كانال ما در تلگرام
@notary_ir

صفحه ما در اينستاگرام
notary.ir

صفحه ما در سايت آپارات

دیدگاه

 
اصول اخلاقی، منشور اخلاقی، اخلاق حرفه‌ای، اخلاق مدیریتی، مدیریت اخلاق‌گرا، حقوق‌صنفی، انتخابات، رأی، رأی‌دهنده، منتخب، وظایف قانونی، هیئت مدیره کانون سردفتران و دفتریاران جملگی تأکید دارند که رأی‌دهندگان ولی نعمت‌اند و انتخاب شوندگان خدمتگزار. آنچه بدیهی بوده و هست این‌که اعضای هیئت مدیره کانون در واقع نمایندگان مستقیم سردفتران و دفتریاران هستند که باید از استبداد رأی اجتناب ورزند و در اعمال مدیریت و احقاق حقوق صنفی و قانونی از مشاوران کارشناس بهره‌گیرند و عملکردشان را به‌طور شفاف منعکس نمایند.
1 ـ دگرگونی، تغییر و تحول اساساً یک اصل انکارناپذیر قانون آفرینش است. اگر این اصل را یک اصل تغییرناپذیر و ثابت بدانیم، اصلی دیگر هم در جهت رشد استعدادها و کمال انسانی مطرح است که ثابت و لایتغیر به‌نظر‌می‌رسد و آن عامل اخلاقی یا همان قوانین و مقررات حاکم بر اخلاق و ضوابط انسانی و فضایل و معرفت اخلاقی انسان است. اصول اخلاقی به جامعة بشری می‌آموزد که برای اصلاح امور باید از خویشتنِ خویش شروع کرد. چرا که اگر هر عضو یک جامعه به عنوان یک سلول پیکر اجتماع بر سلامت خود اهتمام ورزد، رسیدن به جامعة سالم، قطعاً، دور از دسترس نخواهد بود که اصلاح جامعه، ثمرة تکامل تک تک اعضای آن جامعه است. از همین رو، بسیار دیده شده که در بین گروه‌های اجتماعی و اصناف شغلی صحبت از مرامنامه و منشور اخلاقی می‌شود.
2 ـ قرار نیست از اخلاق گفت و یا درس اخلاق داد لیکن گاهی یادآوری برخی مسایل، دست‌کم، برای نگارنده تذکار است و این‌که انتقال تجربه، البته، وظیفة همگان است.
از دیدگاه حقوقدانان، صاحب‌نظران اجتماعی و اندیشمندان نظام اداری، هر سازمان و نهادی باید علاوه بر وظایف سازمانی و تشکیلاتی، دارای رسالت اجتماعی نیز باشد. آنچه را که در قالب رفتار سازمانی کارکنان، اعضا و زیرمجموعه یک نهاد و سازمان بتوان تعریف‌کرد و ضابطة تلاش و پیشرفت اعضا را در گرو رسیدن به آن تلقی نمود
«منشور اخلاقی» آن سازمان نامند.
3 ـ اما نکته مهم و قابل توجه این است که در نهادی همچون «کانون سردفتران و دفتریاران» جملگی اعضا اعم از سردفتر، دفتریار، کارمند دفترخانه، سردفتر بازنشسته، کارکنان کانون و جوامع و حتی افراد تحت تکفل ایشان که خانوادة بزرگ جامعه سردفتری را تشکیل می‌دهند بسیار محترم و قابل احترام‌اند و البته متشخص و ارزشمند و از عزت نفس کامل برخوردارند و نیز دارای حقوق اجتماعی‌اند که منشأ استیفای حقوق اجتماعی ایشان بدیهی است که طبق قانون در رأی مخفی سردفتر و دفتریار نهفته است که در انتخابات هیئت مدیره کانون متبلور و آشکار می‌گردد.
4 ـ نه فقط در انتخابات اخیر کانون که در هر انتخاباتی، مشارکت در انتخابات، ارزش‌آفرین است. آن‌که به انتخابات ارزش و بهای معنوی و اجتماعی می‌دهد رأی‌دهنده است. زیرا که خود، ارزشمند و مقبول است. ارزشمند بودن و مقبولیت در نهاد هر انسانی نهفته است که گاهی در روابط‌اش با دیگر افراد جامعه بروز و ظهور بیرونی پیدا می‌کند و از او آدمی اخلاق‌گرا و مورد پذیرش جامعه می‌سازد و گاهی هم در روابط‌اش با اشخاص حقوقی و نهاد صنفی‌اش نمودِ خارجی و اجتماعی پیدا می‌کند که غالباً در انتخابات صنفی، بیانگر شایسته‌سالاری و انتخاب اصلح است. از همین رو، رأی‌دهندگان ولی نعمتِ انتخاب‌شوندگان‌اند و این را هرگز نباید فراموش کرد که پس از انتخابات، چه آن‌که رأی داده و چه آن‌که عذرِ حضور و مشارکت در انتخابات کانون را داشته جملگی، ولی نعمت‌اند و به‌دور از هرگونه تعصب و پیشداوری، مستحق خدمت‌اند.
5 ـ رأی‌دهنده، ولی نعمت است و بر منتخب است که به شکرانة این انتخاب، بیش‌از پیش خدمت‌کند؛ خدمتی صادقانه و فراتر از وظیفه. چرا که نتیجة انتخابات نشانگر علاقه و معیار و میزان مقبولیت انتخاب‌شدگان است که توجه به این امر به رسالت و اهداف منتخبان در مسیر برآوردن خواسته‌ها، نیازهای عمومی و حقوق صنفی انتخاب‌کنندگان وابستگی تام و مستقیم دارد. همانا این رسالت همان مسؤولیت مهم و خطیر است که سردفتران و دفتریاران در قبال هر یک رأی که در صندوق انداخته‌اند، بر دوش هیئت مدیره سنگینی می‌کند. اعضای هیئت مدیره در احقاق حقوق قانونی، صنفی، عرفی و حرفه‌ای باید بدون هیچ‌گونه چشمداشت و بی‌منّت قدم به عرصه خدمت گذارند و در میدان خدمتگزاری و بزرگراه رسالت این نهاد صنفی، تواضع به خرج دهند، خویش را گم‌نکنند و خود را بر دیگران ارجح و محق ندانند.
6 ـ منتخب به عنوان عضو هیئت مدیره حق ندارد خود را محق مدیریت بداند. به
این معنا‌که بر این باور باشد که من حق دارم؛ آنچه می‌خواهم انجام می‌دهم و خواستة دیگران و صنف برایم مهم نیست. محق بودن در معنای قرار‌داشتن در جایگاه مدیریتی که در ورای قانون، دیگران را محدود کند مذموم است و ناپسند. محق بودن یعنی تأیید بی‌چون‌و‌چرای نظرات و منفعل بودن در مقابل آن و این از صفات یک مدیر باتدبیر و با‌شهامت نیست. کسی که توهم محق بودن دارد گویی نقابی بر چهره‌اش زده است برای فرار از احساس بی‌ارزش بودن. فرد محق فکر می‌کند که قدر و ارزش وی شناخته نشده و دیگران شایستگی درک منزلت وی را ندارند. منتخبی که خود را محق مدیریت می‌داند و نمی‌داند که این استحقاق را مدیون رأی‌دهندگان است در توهم به سر می‌برد. در رؤیای محق‌دانستن خویش، مخالفت دیگران اهمیتی ندارد، عقاید دیگران مهم نیست، سعی در طرد دیگران دارد قبل از این‌که طرد شود، به خود حق می‌دهد که نظر خویش را بر دیگران تحمیل کند و کسی حق اعتراض ندارد، هیچ‌کس حق کنکاش از آراء و نظرات مستبدانه محق را ندارد، انتقادپذیر نیست و به کسی اجازه نمی‌دهد تصمیمات‌اش علنی شود و برایش خوشایند نیست که منشأ اِعمال مدیریت خودسرانه و بدون مشورت‌اش آشکار شود.
7 ـ هیچ‌کس از مشورت بدبخت نشد و از خودرأیی خوشبخت نشد. نیک می‌دانیم که جنگ قدرت، بارزترین مانع پیشرفت مدیران در عرصة خدمتگزاری است که از آن به عنوان اهرم کنترل دقیق و سنجش حُسن اجرای تعهدات در قبال رأی‌دهندگان و انجام وظایف قانونی و صنفی یاد می‌شود. سوار شدن بر اسب چموش قدرت، دلیل بر ناتوانی و ناکارآمدی در برابر امور محوله است. پس باید به دور از هرگونه جنگ قدرت که سد هوشیاری واقعی است، متواضعانه، به خدمت اندیشید و در جهت تأمین حقوق و منافع صنفی گام برداشت. بدیهی است رسیدن به این مهم وقتی که هیئت مدیره‌ای قوی و با پشتوانه همیشگی‌اعضا داشته باشیم، آسان‌تر تحقق خواهد یافت.
8 ـ خردگرایی جمعی، مشورت محوری و اعمال مدیریت از طریق کار‌گروه‌های تخصصی کمترین توقع و انتظار تمامی اعضا اعم از رأی‌دهندگان و غیر آن است. هیئت مدیره منتخب جهت همسویی با فرد فرد سران دفاتر اسناد رسمی و دفتریاران و به منظور دوری‌جستن از هرگونه استبداد رأی، باید از طریق سایت و ماهنامه «کانون» ـ ضمن تقویت این دو سامانة اطلاع‌رسانی ـ اقدام به درج مصوبات، تصمیمات و شیوة عملکرد خود
در خصوص موضوعات پیش‌رو نمایند تا اولاً باب حرف و حدیث‌ها و شایعه‌ها بسته شود و ثانیاً شفافیت عملکرد هیئت مدیره به نحو شایسته‌ای در اختیار همکاران قرار گیرد و به‌موقع نیز از سوی اعضا مورد نقد و بررسی کارشناسی قرار خواهد گرفت. و این انتظار، البته به حق است و از حق نگذریم باید گفت که بر هیئت مدیره، حقِ نان و نمک بسیار باشد.
چرا که مدیران کانون در واقع، میهمان سه سالة رأی‌دهندگان و سردفتران و دفتریاران هستند. لذا بایسته است که میهمان، جانب میزبان نگهدارد و حق وی را ادا نماید و از باب ثواب این‌که هر که سنگی از راه بردارد عملی نیک برای وی ثبت کنند باید که در شناسایی نیازهای عمومی سردفتران و بازشناسی حقوق صنفی به دقت گام برداشت و راهگشای مسایل و مشکلات رأی‌دهندگان و انتخاب‌کنندگان بود. امید که هیئت مدیره جدید نه با آزمون و خطا که کارشناسانه و مدبرانه اعمال مدیریت نمایند و نمایندگانی شایسته برای سومین دوره انتخابات کانون سردفتران و دفتریاران باشند.

مدیر مسؤول