کانون سردفتران و دفتریاران

شنبه, 30 تير 1397

سیری در کتابشناسی حقوق ثبت اسناد و املاک (بخش دوم)

سیری در کتابشناسی حقوق ثبت اسناد و املاک (بخش دوم)
محمدعلی اختری1
 
مقدمه
در بخش اول مقاله در خصوص کتابی از کتاب‌های تاریخی با موضوع حقوق ثبت اسناد و املاک زیرعنوان «در محضر شیخ فضل‌ا... نوری» سخن گفتیم. آن کتاب شامل انواع مختلف از اسناد معاملات و عقود و ایقاعات مربوط به سال‌های 1303 تا 1306 هـ.ق. بود. اینک کتابی که درباره آن می‌خوانید به نام «اسناد محکمه» است از آیت‌ا... سید محمدصادق طباطبایی سنگلجی که حاوی انواع اسناد معاملات و تعهدات و احکام و تصمیمات شرعی و قضایی است. آن مرحوم پدر سیدمحمد طباطبایی سنگلجی یکی از دو رهبر مذهبی انقلاب مشروطه ایران و از مجتهدان طراز اول زمان خود و از خانواده سادات طباطبایی ایران شاخه ابوالمعالی است. اسناد و احکامی را که در حضور خود در سال‌های 1284 ـ 1285 هـ.ق. صادر کرده در آن دفتر به ثبت رسانده است. این کتاب به صورت عکس توسط نشر آبی و به کوشش آقای امید رضایی در سال 1387 چاپ شده است. نام محکمه در عنوان کتاب به معنی «دادگاه» امروزی است؛ یعنی محل صدور احکام. این کتاب علاوه بر انواع اسناد و عقود و تعهدات رایج آن دوران شامل احکام قضایی و حقوقی بسیاری است. در مقدمه عرض کنم که سادات طباطبایی ایران از نسل دو برادر به نام‌های سیدمحمد معروف به ابوالمعالی کبیر و سیدعبدالکریم می‌باشند.
طباطبائیان شاخه عبدالکریم به سادات طباطبایی بحرالعلومی معروفند و علت شهرت آنها به بحرالعلومی آن است که یکی از نواده‌های عبدالکریم به نام آیت‌ا... سیدمحمدمهدی طباطبایی که منشأ اصفهانی دارند در مسافرتی که به مشهد مقدس کرده و در حضور عالم و فقیه معروف خراسان میرزا‌محمد‌مهدی اصفهانی ـ خراسانی معروف به میرزا مهدی شهید (1218 قمری) که خود فقیهی عارف و از نوادگان شاه نعمت‌اله ولی کرمانی بود تلمذ نمود و میرزا‌مهدی خراسانی که دریافت سید در انواع علوم دینی و فلسفی کسوت استادی دارد وی را بحرالعلوم خواند و از آن پس سیدمهدی به سیدبحرالعلوم مشهور گردید.[2] از این شاخه دانشمندان بسیاری برخاسته‌اند برای نمونه از حضرت آیت‌ا... حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی مرجع تقلید معروف معاصر از نوادگان حاج سیدجواد برادر کوچکتر سیدمهدی بحرالعلوم می‌توان اسم برد. شاخه دیگری از این سادات از اولاد مرحوم ابوالمعالی هستند. مرحوم حاج سیدمحمدصادق طباطبایی شخص مورد بحث در این مقاله یکی از نواده‌های سید ابوالمعالی کبیر است و در شجره‌نامه او چنین آورده‌اند: «سیدصادق بن سید مهدی بن سیدعلی کبیر ابن سیدمنصور ابن سیدمحمد الملقب به ابوالمعالی...» ولی با توجه به شجره‌نامه مرقوم مندرج در کتاب یاد‌شده[3] سلسله نسب این خانواده به زید شهید فرزند حضرت علی بن الحسین امام سجاد (ع) می‌رسد. اما در بیشتر کتب انساب خانواده طباطبا از نسل حضرت امام حسن مجتبی (ع) هستند. برگردیم بر اصل موضوع به طوری که در مقاله قبل گفتیم علمای شیعه متصدی تنظیم اسناد معاملات و عقود مردم، بعد از دستور ناصرالدین شاه در سال 1279 هـ.ق.، مبادرت به ثبت خلاصه اسناد معاملات در دفاتری به نام دفتر شرعیات نموده‌اند. این نوع دفاتر بدون دخالت و یا اجازه دولت تنظیم می‌شده، به همین دلیل متأسفانه در بایگانی‌های دولتی حفظ نشده‌اند و فقط چند فقره از آنها فعلاً در دسترس است. در تاریخ آمده که پس از اسلام برای اولین بار در دوران سلطنت غازان‌خان مغول در فرمانی که از طرف او صادر شد و در سراسر متصرفات او که از آب آمویه تا مصر ادامه داشت اجرا گردید. اسناد و قبالجات به صورت واحد و متحدالشکل و المضمون در آمد. در تاریخ مبارک غازانی این فرمان که یرلیغ نامیده می‌شود، آمده است «احتیاط در اموری که تعلق به نوشتن حجج و وثایق و انواع کتب و اصناف حکم نامه‌ها و سجلات دارد، چه اکثر احوال آنچه می‌نویسند از خلل خالی نمی‌باشد و نیز می‌افتد که به مراتب نصرت به اثبات باطل‌ها و ابطال حق‌ها می‌انجامد ولی خلل تعلق به جعل نویسندگان دارد و به لوازم و شرایط نوشتن ... چون تدارک کلی در این باب نیز واجب بود جمعی قضات و ائمه و علما را که به دقت نظر موسومند فرمودیم تا به اتفاق حصر هر نوع را سوادی کلی کامل الشروط و جامع‌الدقایق... موشح به خطبه مناسب در قلم آورند و در یک مجلد جمع کردند و معتبر اعیان علما خطوط خویش بر آن نوشتند و بر صحت آن مقاصد گواهی دادند و چون این مطلوب به تقدیم پیوسته از آن مجلد نسخه‌ها نوشتند و به اطراف ممالک فرستادند تا هر کدام نوع که به نوشتن آن احتیاج افتد بعد از حکم حاکم و اشارت او به نوشتن بر صورت سواد که بدان مخصوص است نویسند»[4] به طوری که ملاحظه می‌شود در آن زمان کلیه اسناد معاملات به صورت شکل واحد از هر نوع در سراسر کشور او نوشته می‌شد و این سند بعدها در کشور عثمانی و کشورهای عربی از مصر و شام ادامه یافت و این نوع دفاتر حفظ شد و منبع بسیار خوبی برای محققان بعدی فراهم آمد، ولی در ایران پیگیری نشد و لذا در حفظ آنها هم کوششی به عمل نیامد و کشور ما در این بخش از سایرین عقب ماند تا زمان ناصرالدین شاه که به علت دستور او و همت علمای بلد که متصدی نوشتن اسناد معاملات بودند چنین رویه‌ای در تهران و شهرهای بزرگ معمول گردید. به هر حال در این کتاب دویست و هفده صفحه از دفتر سیدمحمدصادق طباطبایی، حاوی 890 سند و حکم قضایی و حقوقی از آن مرحوم ثبت شده است. در پیش‌گفتاری که بر این کتاب نوشته شده، چنین معلوم می‌شود که مرحوم سیدصادق غیر از این دفتر کتابچه‌های دیگری هم مربوط به سال‌های 1287 تا 1290 و 1292 به بعد دارد[5] که تاکنون این دفترها به چاپ نرسیده و از دفتر فعلی هم گزیده‌ای بیشتر منتشر نشده است، ولی همین گزیده هم غنیمت است. بسیاری از نمونه‌های اسناد و وقایع تاریخی و مسائل جغرافیایی و اسامی قدیم اماکن و احکام حقوقی و شرعی را شامل است.
قبل از شروع به مطالب این کتاب توضیحی درباره قلعه شوشی قراباغ که در مقاله قبلی ذکری از آن آمده اضافه می‌کنم: قلعه شوشی در 1170 هـ.ق. در زمان فترت بین سلطنت نادرشاه افشار و کریم‌خان زند بنا شده است. قلعه شوشی مرکز ایالت قراباغ در شمال غربی آن روز ایران واقع شده و حاکم قلعه که «پناه خان جوانشیر» نام داشته سکه‌ای به نام پناه‌آباد یا در تداول عامه پناباد ضرب کرده است. این سکه از جنس نقره و در یک طرف آن جمله لااله الا الله، محمداً رسول‌الله، علیاً ولی الله و در طرف دیگر آن دو کلمه ضرب پنا‌آباد حک شده بود. وزن آن 2/4 گرم و بعضی هم یک مثقال (یک شانزدهم سیر و 24نخود) و یا 64/4 گرم نوشته‌اند و اندازه آن هم 1/2 سانتی‌متر و ارزش آن ابتدا معادل یک عباسی برابر چهار شاهی سپس ده شاهی برابر 18 قپک (کُپِک) روسی پول نقره و یا هفتاد قپک (کپک) پول مسی روس بوده است. سعید نفیسی و جهانگیر قائم‌مقامی و چند نفر دیگر آن سکه را منسوب به پناه‌خان نمی‌دانند و رونق پنا‌آباد را از دوره صفویه نوشته‌اند.[6]
و اینک کتاب «اسناد محکمه»؛
1 ـ در این کتاب و اسناد و احکام مندرج در آن از انواع واحدهای پولی رایج پایتخت ایران در آن زمان آگاه می‌شویم. به طور مثال تومان ریال که وزن آن 26 نخود معادل 1000 دینار یا اشرفی ناصرالدین شاهی وزن آن 18 نخود و پناباد به وزن 13 نخود که ارزش آن یک بیستم یک تومان بوده و پول سیاه به نام شاهی و تومان تبریزی قران 26 نخود و معروف به صاحبقرانی و بدین ترتیب اگر در سندی هر کدام از این واحدهای پولی ذکر می‌شد به هنگام ادا باید مثل همان ادا می‌شد و اصطلاح مثل‌الثمن یا اجرت‌المثل که در اسناد این زمان رایج است یادگاری از این تنوع واحدهای پولی است و بعضی از اسناد هم اشاره به رواج واحد پولی به نام روپیه دارند که آن هم 26 نخود وزن داشته است و جنس همه این انواع از طلا بوده به استثنای پول شاهی و پناباد که اولی از مس و دومی از نقره بوده است.
(ر.ک. صفحات 1 ـ 21 ـ 23 ـ 25 ـ 29 ـ 36 ـ 35 و سایر صفحات)
2 ـ در صفحه 33 ستون اول ـ غلام و کنیز هم جزو مهریه آمده و هر کدام 100 تومان تقویم شده است و این نشان می‌دهد که هنوز خرید و فروش برده، کنیز و غلام در ایران رایج بوده است. ناگفته نماند که ایران به موجب عهدنامه مورخ اول شوال 1267 مطابق دهم آگوست 1851 م. که با دولت انگلستان بسته و دستورالعمل وزارت امور خارجه غُره ربیع‌الاول 1268 هـ.ق. ورود و خرید و فروش غلام و کنیز را از راه دریا ممنوع اعلام کرده بود. ولی غلام و کنیزهایی که قبلاً در ایران در مالکیت اشخاص بودند یا از طریق خشکی وارد می‌شدند و یا از اسرای جنگی بودند هنوز به همان حالت غلامی و کنیزی باقی بوده‌اند.[7]
3 ـ بعضی از اسناد بیع مربوط به البسه گران‌قیمت مانند جبه ترمه یا شال کشمیری یا تمثال شاه که الماس نشان بوده تنظیم شده و حتی چنین اجناسی به بیع شرط فروخته شده است. صفحات 42 ـ 122 و غیره
4 ـ در محکمه سید صادق طباطبایی علاوه بر تنظیم اسناد معاملات و عقود و تعهدات و ایقاعات، احکام حقوقی و شرعی و تصمیمات قضایی هم صادر و اجرا شده است که به بعضی از آنها در پایان مقاله اشاره خواهد شد و نیز صدور حکم افلاس و اعسار، نصب قیم، رد مال صغیر بر او، اعتبار قضیه مختومٌ بها، گواهی حصر وراثت و قرارداد ایجاد ساختمان، قسامه و قصاص، تعیین متولی برای اوقاف بدون متولی، حکم رفع مزاحمت و حتی اجازه اجتهاد و حکم ابطال معاملات غیرشرعی و عزل ناظر و متولی و غیره در این کتاب دیده می‌شود. به طور مثال به صفحات 57 ـ 62ـ 63 ـ 74 ـ 92 ـ 93 ـ 94 ـ 96 ـ 101 ـ 105 و غیره مراجعه شود.
5 ـ ذکر اصطلاحات معمول در میان مردم در آن زمان مانند بقال‌پسند برای روغن (ص 421 ) و خبره‌پسند در خصوص نبات زرد (ص 161) و خبازپسند برای گندم (ص 99) و پنجاه‌باشی و یوزباشی و مین باشی برای فرمانده 50 نفر و 100 نفر و 1000 نفر (ص 140) از خصوصیات دیگر این کتاب است.
6 ـ دیگر از مزایای کتاب، اطلاع از نام قدیمی اماکن مانند آسیاوک نام قدیم آسیابک ساوه و خیابان علیا نام قدیمی بالاخیابان در مشهد (ص 142) یا پای سه چنار نام قدیم محله پاچنار (ص 146) و پسوند اسامی شهرها مانند دار‌السلطنه برای شهرهای قزوین و تبریز و اصفهان و دار‌الخلافه برای شهر تهران و دار‌الایمان برای قم و دار‌العباده برای یزد و ارض اقدس برای مشهد و معلّیû برای کربلا و اشرف برای نجف که در بسیاری از صفحات کتاب و اسناد آمده است.
7 ـ نکتهدیگر قابل توجه این است که اسامی مردان بیشتر از اسامی مذهبی انتخاب می‌شده و اسامی زنان و طبقه شاهزادگان و خانواده سلطنتی بیشتر از کلمات فارسی ایرانیان باستان و اسامی مندرج در شاهنامه فردوسی و اسامی از کلمات مرکب از گلها و بوها و فارسی سره برای خانم‌ها.
8 ـ برای کلمه مربع که امروزه بعد از «متر» برای بیان مساحت اراضی به کار می‌رود از کلمه مضروبی بعد از واژه زرع انتخاب شده است. و همان معنی مربع مصطلح امروزی را دارد. (ص 173)
9 ـ اعمال ولایت شرعیه در بعضی از مسائل مانند سند مندرج در (ص 200) ستون اول سند اول که سیدصادق طباطبایی با استفاده از این اختیار خانه بلاوارثی را تصرف نموده است.
10 ـ معاملات بسیاری در این کتاب میان اشخاص معروف و مشاهیر تاریخی ایران آن زمان ثبت است که اطلاع بر آنها از لحاظ وقایع تاریخی بسیار مشگل‌گشا می‌باشد و اینک متن مختصر بعضی از اسناد مهم و جالب؛
1 ـ حکم افلاس و اعسار (ص 34) ستون اول سند دوم و نیز (ص 57 ) سند اول از ستون دوم.
2 ـ الامر: کما سُطِرَ حرر فی لیلڑ شهر رمضان المبارک 1284؛ مخفی نماناد که به شهادت شهود کثیره از موثقین و معتمدین بر این اقل خدام شریعت مطهره ثابت و محقق گردید بلکه به اعلیû درجه وضوح رسیده که آقا علی‌اکبر بزاز معسر و پریشان و فقیر شرعی و بحد افلاس رسیده و مقرضاً و ان کان ذو عسرڑ بر طلبکاران مشارالیه لازم و متحتم است که مهلت داده و فعلاً مطالبه طلب خود ننمایند تا خداوند عالم فرج بدهد و وسعتی کرامت فرماید تا به مرور ادای دین خود را بنماید و لَقَد حَکَمتُ بذالک فی لیلڑ پنجم شهر رمضان المبارک 1284 ».
3 ـ سند رهن تصرف با دین: اعِتَرفَ المدیون بعد معرفتها بالدین و رهن و الصلح علی المنافع ... فی لیلڑ 11 شهر رمضان المبارک: «دائن آقا میرزا داراب ـ مدیونه جان جان خانم زوجه مرحوم آقا بیک، دین ده تومان پنا‌آباد 13 نخود وزن، مدت 5 ماه تمام از تاریخ ذیل و بعد به رهن وجه مزبور داد دو دانگ مشاع از کل شش‌دانگ یک‌باب‌خانه ملکی متصرفی خود را که واقع است در محله سنگلج مِن محلات طهران بحدود اربعه ذیل ... با کافه ملحقات آن بالتمام که منفک نشود الا بادای تمامی دین و قبل از مراهنه مسماڑ مزبوره مصالحه نمود با مقرله تمامی منافع مرهون معلوم را در مدت مزبوره به مال المصالحه یک تومان که ماه به ماه مقرله ماهی دو هزار دینار کارسازی نماید و در ضمن العقد شرط شد که مقرله در اطاق تحتانی رو به قبله مسکن نماید و ازاله برف با مقرله می‌باشد و شرط شد که در ظرف مدت مزبوره در تمام مدت اختیار فسخ با مقرله باشد و صیغه جاری شد فی 8 رمضان المبارک 1284».
4 ـ سند انتقال یک قریه: اعترف النواب العلیه العالیه بما سُطِرَ من المبایعه و قبض الثمن و اسقاط الخیارات و الالتزام لدی فی 17 شوال (المکرم) 1284.
«بایعه نواب عِلّیه شاهزاده طوبا خانم متعلقه مرحمت پناه رضا قلی‌خان ولا (والی) سابق کردستان، مشتریه نواب عِلّیه عالیه ماه رخسار خانم الملقبه به فخرالدوله العِلّیه العالیه تمامی یک سهم از هفت سهم کل شش‌دانگ قریه موسوم به خسروشاه مِن توابع و قرای حومه دار‌السلطنه تبریز که از غایڑ اشتهار مستغنیه از تحدید و توصیف می‌باشد. ملکی متصرفی موروثی امی نواب بایعه به انضمام دو سهم از هفت سهم از کل شش‌دانگ قریه دستجرد مِن توابع قریه مسطوره و جمیع توابع و لواحق شرعیه آنها از ممر و مدخل و مشرب و انهار و اشجار و عیون و جداول و اتلال و جبال و باغات و احجار و اراضی دایره و بایره و اخشاب و قنوات و قلعه و بیوتات و ابنیه و عمارات و کاروانسرا و حمام و دکاکین و مزارع و مراتع و هرچه به آن شرعاً منسوب باشد.
به هر اسم و رسمی که خوانند دُکِر ام لَم یُذکر بقدر الحصه الشایعه. مال المبایعه یکهزار و پانصد تومان پنا‌آباد، سیزده نخود وزن، مقبوضه بایعه و صیغه مبایعه علی نهج المقرر بین وکیل هما جاری شد و بر طبق مبایعه صیغه مصالحه احتیاطیه جاری شد و اسقاط خیارات سیَّما خیار الغبن از طرفین به عمل آمد و در ضمن عقد خارج لازم ملتزم شد نواب بایعه در صورت کشف فساد در مبایعه و خروج البیع مستحقاً للغیر کلاّ او بعضاً تا مدت پنجاه سال ابتدا از تاریخ ذیل از عهده ثمن مقبوض بقدر ما ظهر فساده و جمیع تضررات و غرامات به شاهزاده مشتریه از قبیل بنائی و اجرت‌المثل و غیر ذلک به هر اسم و رسمی که باشد برآید و کان وقوع ذلک فی یوم بیست و هفتم شهر رمضان المبارک 1284 » (ص 54 ستون اول سند اول).
توضیح: 1 ـ عبارتی که قبل از اصل سند یعنی قبل از کلمه بایعه آمده عبارتی است که سیدصادق طباطبایی در بالای سند می‌نوشته و نشانه گواهی او به رسمیت دادن سند بوده است و این موضوع در بالای تمام اسناد و احکام صادره از طرف آن مرحوم آمده است، ولی در اسنادی که در محضر شیخ فضل‌اله نوری تنظیم شده وجود ندارد. 2 ـ قریه خسروشاه و خریدار آن خانم فخرالدوله مستغنی از تعریف و توصیف هستند خانم فخرالدوله خریدار در این سند دختر عباس میرزا و عیال مرحوم مجدالدوله امیر اصلان خان قاجار بوده است. سه نفر فخرالدوله هم در خانواده قاجار مشهورند؛ یکی فخرالدوله فخر جهان خانم دختر ششم فتح‌علی‌شاه و یکی هم فخرالدوله دختر ناصرالدین‌شاه و سومی اشرف الملوک خانم فخرالدوله دختر نهم مظفرالدین شاه می‌باشد. فخرالدوله اخیر مادر دکتر علی امینی یکی از نخست وزیران دوران سلطنت محمدرضا شاه است.
5 ـ حکم قضیه مختومٌ بها: با فرض صدور حکم از جناب مستطاب قدوه الفقهاء و المجتهدین آقای سید اسماعیل بهبهانی دام بقائه از ایشان یا هر یکی از حکام شرع انور که جایزالحکومه باشند تجدید مرافعه در آن واقعه جایز نیست و حرام و اثم است با اطلاع و التفات حرره الاقل فی 28 ذی قعدڑ الحرام 1284». «حجت‌الاسلاما دو نفر مرضی‌الطرفین در خدمت سرکار آقائی آقا سید اسمعیل سلم ا... مرافعه نموده‌اند حکمی از ایشان صادر شده بعد از چندی مدعی می‌خواهد در خدمت احدی از حکام شرع برود مرافعه نماید. آیا جایز است مرافعه بالای مرافعه‌ای که سرکار آقائی آقا سید اسماعیل فرموده‌اند و حکم هم التفات فرموده‌اند یا خیر حرام است. جواب را بیان فرمایید ادامه ا... بقائکم» (ص 74 ستون دوم سند شماره 3 )
6 ـ صورت اجازه اجتهاد: «بسم‌ا... الرحمن الرحیم، مخفی نباشد که جناب مستطاب عمده العلماء الاعلام و قدوڑ الفقهاء العظام شریعت مآب فخرالمجتهدین الموفق بالتوفیقات السبحانیه و المؤید بالتائیدات الربانیه آقامیرزا اسداله یزدی که مدتی در عتبات عالیات مشغول تحصیل علوم شرعیه و فضائل و فواضل دینیه از خلقیه و عملیه نموده‌اند و کمال ترقی در علم و عمل از برای ایشان به هم رسیده است و هر چند خود ایشان از هر جهت قابل هستند مع ذالک این اقل خدام شریعت مطهره باستجازه و استنابه خودشان نایب نمودم و اجازه دادم در امورات حسبیه شرعیه بلکه در هر امری که شأن و منصب مجتهد جامع‌الشرایط است اللهم وفقه المراضیک حرره الاقل محمدصادق ابن محمد مهدی الحسینی الطباطبایی فی اواخر ذی‌حجڑ الحرام 1284» (ص 93 ستون اول سند اول)
7 ـ حکم انتصاب متولی باشی برای امامزاده داود (س) «الان کسی که قابل این است که متولی باشد از جهت امانت و دیانت و اقدام بر خدمت و مواظبت بر امور راجعه به سوی بقعه مبارکه امامزاده واجب التعظیم آخوند ملامحمود است و غیر از او در اینجا نیست و لهذا بعد از مرحوم پدرش او را قرار دادیم که متولی باشی باشد و فرمان عرفی هم از برای او گرفتم و الان هم کماکان باز او متولی باشی بایست باشد و بایست که سایرین مزاحم او نشوند بلکه از اطاعت او بیرون نروند و متابعت امر و نهی او را در خدمات به بقعه محترمه بنمایند و مخالفت ننمایند و هرگاه مخالفت نمایند مستحق تعزیر شرعی و سیاست عرفیه (خاهند) خواهند (کذا) شد که من به حاکم آنجا می‌نویسم مخالفین آخوند را تأدیب و سیاست بنمایند البته و الف البته[8] مخالفت آخوند ننمایند» حرره الاقل فی 10 محرم‌الحرام 1285
8 ـ تنظیم سند برای خود: در مواردی خود مرحوم سیدصادق طباطبایی از طرف کسی وکیل می‌شده و خودش آن را در دفتر خودش ثبت می‌کرده است. امروزه طبق قانون دفاتر اسناد رسمی و قانون ثبت، سردفتر از تنظیم سند برای اقربای خود ممنوع است که تحت عنوان موارد رد سردفتر مطرح می‌شود. سند زیر نمونه‌ای از این نوع اسناد است؛
«قد وقع الصلح المسطور و قبض العوض المزبور و اسقاط الحقوق لدی فی غره (یک کلمه ناخوانا) صفرالمظفر 1285 ـ غرض آن است که حاضر آمدند ورثه مرحوم زینب خانم مقتوله یعنی زوج او که مسمی به رجبعلی باشد و والده او مسماڑ به خدیجه است و صبیه او که مسماڑ به زهرا باشد همگی طالقاً «یعنی به طور مطلق» وکیل نمودند مقتدی الآنام سرکار آقائی آقاسید صادق ادام‌ا... ایام افادته را در صلح نمودن حقوق و دعاوی که داشتند از بابت قتل مورث خود بر آقامیرزا ابراهیم به مبلغ دویست تومان وجه رایج در کارها در حضور خود حضرات وکالتاً عن قبلهم و ولایتاً عن قبل الصبیڑ المسطوره احتیاطاً ایضاً مصالحه نمود هرگونه حق و حقوق و دعاوی که آنها را از بابت قتل مسماڑ مسطوره مورث آنها برآقا میرزا ابراهیم ولد صدق محمدتقی بک قصاصاً او دیڑً بر آقای مزبور از بابت دیه می‌بود، به آقامیرزا جعفر اخ صلبی و بطنی آقای مزبور به مال المصالحه دویست تومان پنا‌آباد ناصرالدین شاهی 13 نخود وزن و صیغه صلح واقع و جاری و وجه مصالحه تماماً و کاملاً تحویل و تسلیم اشخاص مفصله مرقومه حسب سهم هر یک گردید. پس بعد از این هیچ یک از حضرات را نمی‌رسد که بر آقایان مزبور یا بر اقارب و متعلقین او از این بابت ادعا و گفت‌وگویی نمایند و کان ذلک فی 10 محرم‌الحرام 1285» (ص 108 ستون دوم سند اول)
9 ـ تنظیم سند مبایعه‌نامه با وکالت برای املاک ایرانیان در خارج از مرزهای ایران آن روز مانند نجف اشرف و کربلای معلّûی و یا قندهار در افغانستان (ص 130 ستون اول سند دوم و ص 100 ستون دوم سند آخر).
10 ـ حکم اعمال ولایت شرعی در مورد یک‌باب‌خانه بلاوارث
«دو عملی که شده است ممضی است حرره الاقل فی 12 شهر ربیع‌الاول 1285»
چون خانه یاسمن باجی که بلاوارث بوده جناب آقا سید صادق مدظله العالی به حسب حکومت شرعیه تصرف فرموده و به آقای محمد هادی سپرده بودند و دائی علاف که ادعای هفتاد و دو تومان طلب از آن مرحومه داشت و ثابت نبود لهذا مصالحه نمود به 50 تومان که بعد از فروش خانه دریافت نماید لهذا آقامحمد هادی به وکالت از جناب آقای معظم‌له به اجاره داد. عمارت مزبوره را به دایی علاف در مدت یکسال به مال‌الاجاره یک سیر نبات صندوقی و شرط شد از برای جناب معظم‌له خیار فسخ اجاره در مدت مزبوره در صورت فروش خانه و صیغه جاری شد فی دهم ربیع‌الاول 1285» (ص 137 ستون اول سند اول و سند اول ستون اول ص 200).
11 ـ تأیید سند وقف‌نامه‌ای که قبلاً به مهر و امضای عالم دیگری رسیده بوده است.
الامر : کما سُطِرَ و زُبِرَ لا ریب فیه و لا شبهه ... حرره الاقل فی 17 شهر ربیع‌المولود 1285
مخفی نماناد که از قرار وقفنامچه معتبره به خط مرحوم میرزامحمدتقی محرر که در نهایت اعتبار است و ممهور به مهر علمای اعلام، من جمله خط و مهر مرحوم الحاج میرزامحمد اندرمانی که در فوق همان ورقه وقوع وقف را مرقوم داشته لذا معلوم و محقق و به اعلی درجه وضوح رسیده چنانچه صحت وقف را داعی هم در حاشیه همان ورقه مرقوم داشته‌ام تمامی شش‌دانگ یک قطعه باغ مشجر معنب ملکی متصرفی خود را که واقع است در زاویه مقدسه حضرت عبدالعظیم بحدود اربعه... با جمیع توابع و لواحق شرعیه هرچه باشد به انضمام دو شبانه‌روز از گردش هفته کل شش‌دانگ منبع و مجری یک رشته قنات مدعوه به قنات اسدی و مشترک است فیمابین واقف مزبور و میرزا اسمعیل که در سمت چشمه علی واقع است، مرحوم آقامهدی انباردار وقف بر جمیع تعزیه‌داران حضرات چهارده معصوم سلام‌ا... علیهم اجمعین نمود با شرایط مقرر مرقومه در ورقه وقف‌نامه و تولیت آن را مفوض نمود مادام الحیوڑ به نفس خود و پس از عمر طبیعی به ارشد اولاد ذکور خود نسلاً بعد نسل به ارشد اولاد اولاد ذکور به ترتیبی که ایضاً در وقف‌نامه مسطور است. پس بنابراین باغ محدوده و دو شبانه‌روز از مجری قنات مزبوره وقف است و تصرف مالکیت در آنها برحسب قواعد شرع مطاع حرام است و لقد حَکَمتُ بذالک فی هفدهم شهر ربیع المولود 1285.
توضیح: کلمه ربیع‌المولود یعنی ماه ربیع‌الاول و علت آن است که مولود مسعود حضرت ختمی مرتبت در ماه ربیع‌الاول برحسب روایت عامه و خاصه واقع شده لذا در بعضی مواقع از ماه ربیع‌الاول به نام ربیع‌المولود یاد شده است.
12 ـ حکم سیدصادق طباطبایی در خصوص جلوگیری از فروش قریه موسوم به سعدآباد
آنچه را که مرحوم مغفور عمدڑالفقهاء و المجتهدین شریعتمدار اعلی‌ا... مقامه مرقوم فرموده‌اند صحیح و ممضی است حرره فی 19 ربیع‌المولود 1285
بلی آنچه به داعی ثابت و معلوم است آن است که ملک مزبور مال شما است به حسب ظاهر شرع به هر نحو تصرف خواسته باشید می‌توانید بنمائید «وا... العالم» خط مرحوم حاجی ملامیرزا محمد اندرمانی شریعتمدار، قریه سعدآباد را محمدصادق‌خان زوج کمینه از قراری که مذکور شد می‌خواهد به اسم خودش به فروش برساند و حال اینکه بر سرکارعالی و عالم واضح و هویداست که قریه سعدآباد ملک طلق این کمینه است و می‌خواهد محمدصادق خان بغصب به فروش رساند. استدعا این است که چنانچه خدمت سرکار ثابت است که ملک کمینه است در فوق عریضه مرقوم و مزین فرمایند، فی شهر جمادی‌الاول 1283 ص 142 ستون دوم سند دوم
توضیح: تأکید‌کننده بر مالکیت قریه سعدآباد همان حاج میرزامحمد اندرمانی فوق‌الذکر و قریه سعدآباد هم همان است که بعداً به ملکیت رضاشاه پهلوی در‌آمده و قصور سلطنتی در آن بنا شد و الحال به صورت موزه در‌آمده و مورد بازدید مردم است.
13 ـ تأیید مجدّد حکم مالکیت مندرج در شماره 11 توسط سیدمحمدصادق طباطبایی به درخواست خانم فخرالدوله می‌باشد و چون در حکم اشاره به نام اصلی خانم فخرالدوله اشاره نشده نمی‌دانیم کدام فخرالدوله می‌باشد.
السواد مطابق لأصله حرره الاقل فی 23 ربیع‌الاول 1285
سواد حکم مرحوم حاجی ملا میرزا محمد‌اندرمانی طاب ثراه است که اصل آن دهات ملک سعدآباد نواب علیه فخرالدوله سؤال نموده است و بخط خود آن مرحوم جواب نوشته‌اند و در 19 ربیع‌الاول 1285 ضبط و ثبت شده است (ص 147 ستون 1 سند اول).
با توجه به تاریخ تأییدیه اول و دوم این فخرالدوله نمی‌تواند فخرالدوله دختر مظفر الدین شاه یا فخرالدوله دختر فتحعلی‌شاه باشد. پس این نام حصر است بین دو فخرالدوله دختر عباس میرزا و ناصرالدین شاه و چون شوهر دختر ناصرالدین شاه مجدالدوله امیراصلان خان است پس احتمالاً همان دختر عباس میرزا خواهد بود.
14 ـ تعیین ناظر بر اجرای وصیت میرزا ابوالحسن خان وزیر دول خارجه که به درخواست وراث آن مرحوم صادر شده است.
بلی عالی‌جاه مقرب الخاقان سرکار عظمت‌مدار مشیرالدوله حاج میرزا حسین خان زید مجده‌العالی را که متحلی به صفات و کمالات حمیده و به امانت بصیرت می‌باشد بالولایه العامه بحسب اقتضاء مصلحت شرعیه ناظر در امور ثلث مرحوم میرزا ابوالحسن خان وزیر دول خارجه بدل از امیر والدشان میرزا نبی‌خان که یکی از نظار در امور ثلث آن مرحوم بود قرار دادیم و نصب نمودیم عملی که می‌شود به نظر و اطلاع ایشان بشود و السلام حرره الاقل فی 12 جمادی‌الثانی 1285 (ص 198 سند اول ستون اول).
توضیح :
1 ـ میرزا ابوالحسن خان وزیر دول خارجه یا به اصطلاح امروز وزیر امور خارجه پدرش میرزا محمدعلی و مادرش خواهر حاجی ابراهیم‌خان اعتمادالدوله متولد 1190 هـ.ق. و متوفی در 1262 هـ.ق. است. وی در سال 1240 متصدی وزارت امور خارجه شد هم او از عمال کمپانی هند شرقی و از سرسپردگان دولت انگلستان بود و از 1224 تا 1262 سال وفات خود ماهی 1500 تومان آنروز از دولت انگلستان مستمری می‌گرفت. جیمز موریه نویسنده انگلیسی و مؤلف کتاب «حاجی بابا اصفهانی» در نوشتن کتاب خود از شخصیت میرزا ابوالحسن خان الگو گرفته است.
2 ـ میرزا حسین خان مشیرالدوله پسر میرزانبی خان قزوینی متولد 1241 هـ.ق. در 13 رجب 1288 به لقب سپهسالار اعظم ملقب و در 29 شعبان 1288 صدراعظم ایران شد و تا 1290 صدراعظم بود. وی بانی عمارت بهارستان و مسجد سپهسالار است و در 21 ذی‌الحجه 1298 در سن 57 سالگی فوت کرد.[9]

[1] . سردفتر بازنشسته دفتر اسناد رسمی 122 تهران.
[2] . احمد صدر حاج سید جوادی، بهاءالدین خرم‌شاهی و کامران فانی (زیرنظر) دایرڑ‌المعارف تشیع، نشر شهید سعید محبی، ج3، ص 116.
[3] . اسناد محکمه، ص 237.
[4] . رشیدالدین فضل‌اله همدانی، تاریخ مبارک غازانی: چ. هرتفورد انگلستان 1358 هـ.ق. 1940 م. صص 228، 229 به نقل از جزوه تاریخچه حقوق ثبت به قلم نویسنده همین مقاله ص 89.
[5] . اسناد محکمه، ص 9.
[6] . میرزا جمال جوانشیر قراباغی: تاریخ قراباغ، مقدمه، تصحیح و تحشیه: حسین احمدی، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی و سیاسی وزارت امور خارجه، زمستان 84، ص 23.
[7] . برومند، صفورا، سرکنسولگری بریتانیا در بوشهر، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، 1381، صص 461ـ 463.
[8] . البته و هزار البته برای تأکید بسیار است.
[9] . تذکر: شرح حال اشخاص همگی از کتاب شرح حال رجال ایران در قرون 12، 13 و14 هجری قمری نوشته مهدی بامداد گرفته شده است.