کانون سردفتران و دفتریاران

چهارشنبه, 27 تير 1397

به بهانه پنجاه و یکمین نوروز

 
و عشق تقدیر را آفرید و تقدیر نوروز را
 (و نوروز روز دیگری است) تا ما عشق بیافرینیم
 و ما با هم تا کجای این راه را خواهیم رفت؟
 
به بهانه پنجاه و یکمین نوروز
ماهنامه «کانون» پنجاه ساله شد. نیم قرن است که مجله «کانون» با انتشار مطالب حقوقی در پیشبرد و کمک و راهنمایی جامعه سردفتری در حد امکان گام‌های مؤثری برداشته و اکنون در آستانه پنجاه و یکمین سال انتشار و بنا بر سنت دیرینه در نخستین شماره هر سال ضمن تبریک آغاز سال نو مطلبی در باب تاریخ و فلسفه وجودی عید نوروز و آیین نوروزی بیان می‌شود که برای تغییر ذائقه، خالی از لطف نیست.
عید نوروز و آغاز سال نو همیشه برای مردم ما یادآور روزهای شادی بوده است. پژوهشگران تاریخ و جامعه‌شناسان بر این عقیده‌اند که هستی و نیستی ملل را باید در اصالت و قدمت آداب و رسوم آنان جستجو کرد و هر چه رسوم و سنن قومی کهن‌تر و غنی‌تر باشد اساس یگانگی و یکپارچگی آن جامعه پایدارتر است.
گمان می‌رود یکی از رموز این که مردم ایران زمین در طی قرون متمادی توانسته‌اند استقلال و موجودیت خود را حفظ کنند همین غنا و دیرینگی آداب و رسوم آنان است و براین پایه و در هر جا و در هر شرایطی که مردم هستند از پایداری این آیین کهن که مظهر قومیت و ملیت ما ایرانیان است گریزی ندارند.
بی‌گمان اگر بر درازای تاریخ میهن مان نگاه کنیم؛ از اسکندر گرفته تا یورش مغولان و دشمنی‌های ریشه‌دار، خواهیم دید که گاهی ایرانیان برگزاری جشن نوروزی و آیین‌های دیگر را به فردای بهتر واگذار می‌کردند؛ با این همه اندوه در خانه دل ـ اندکی شادی باید که گاه نوروز است. به گواهی محمدبن جریر طبری، تاریخ‌نگارِ نامدار، پدران ما در زیر گوش خلیفه عباسی در دارالخلافه بغداد نوروز را با برافروختن آتش و پاشیدن آب به یکدیگر، که در آن زمان مرسوم بوده، جشن می‌گرفتند به گونه‌ای که خلیفه، ناگزیر فرمان پیشین خود را درباره منع برگزاری جشن، می‌شکند. تاریخ طبری می‌نویسد وقتی ندا در دادند که خلیفه مردم را در افروختن آتش و ریختن آب آزاد گردانیده است، عامه‌ای این کار را به افراط رسانیدند.
بدون تردید جشن نوروز یکی از زیباترین اعیاد جهان بوده و از منطقی‌ترین مبدأ برای آغاز سال به شمار می‌رود که از زمان‌های کهن با شادی و شادکامی از سوی ایرانیان برگزار می‌شده است. از دیدگاه نجوم این روز مقارن با اعتدال ربیعی (اعتدال بهاری) یعنی هنگامی است که خورشید روی مدار استوا قرار می‌گیرد و روز و شب برابر می‌گردد. به هر حال روزی است که طبیعت از خواب زمستانی بیدار می‌شود، گویی لباسی سبزینه برتن می‌کند و زندگی با فرّ و شکوه و جلال جاودانه‌اش دوباره آغاز می‌گردد و زیبایی آفرینش در والاترین چهره خود آشکار می‌شود.
ابوریحان بیرونی در اثر ارزشمند خود در مورد رسم‌های پارسیان می‌نویسد؛ نوروز نخستین روز فروردین ماه و پیشانی سال نو است و ششم فروردین ماه روز بزرگ می‌باشد زیرا خسروان بدان پنج روز حق خویشان و چاکران بگذارند و حاجت‌ها روا کنند و اعتقاد پارسیان اندر نوروز بر آن است که اوّل روزی است که زمان بدو ملک آغاز گردد. از نظر ملی و تاریخی نوروز باستانی زمانی است که جمشید از کارهای سازندگی فارغ شده، مردمان در آسایش و رفاه، کشور در امنیت و آبادانی و همه احتیاجات به وفور یافت می‌گردید. لذا جمشید به دیوان فرمان داد که تخت زرین و جواهرنشان برای او آماده سازند و او را به بلندی ببرند و این روز را آغاز سال نو خواندند و فردوسی بزرگ در اثر جاودانه خود شاهنامه نیز می‌سراید:
چو این کارهای وی آمد به جای_
ز جای مهمی بر آورد پای_
به فر کیانی یکی تخت ساخت_
چو مایه بر او گوهر اندر شناخت_
سر سال نو هرمز فرودین_
بر آسوده از رنج تن دل ز کین_
چنین جشن فرخ از آن روزگار_
بمانده از آن خسروان یادگار_
به هر حال در شاهنامه فردوسی آمده است؛ جمشید در دوران پادشاهی خویش برنامه‌ای را به مرحله اجرا گذاشت که در طی پنج دوره پنجاه سال آن طبقات گوناگون مردم را به آنچه بافتنی و دوختنی و ساختنی و آموختنی بود آشنا گردانید.
در اغلب دوران، جشن نوروز نسبتاً زیبا و باشکوه برگزار می‌گردید. آورده‌اند که دو خلیفه عباسی با تقلید از آداب و رسوم ساسانیان لباسی زربافت به تن می‌کردند و بر تخت می‌نشستند و آنگاه فردی خوش‌سیما و خوش‌صدا و خوش‌قدم به نام امیر نوروزی حلول سال نو و عید نوروز را تهنیت می‌گفت. در زمان دیلمیان و غزنویان و سلجوقیان نیز عید نوروز را برگزار می‌کردند و به آن ارج نهاده می‌شد.
مدت زمان جشن نوروز در زمان سامانیان یک ماه بود که تا به امروز به سیزده روز رسیده است. نوروز همراه با آیین و مراسم ویژه بوده که توأم با شادی و شادکامی بسیار زیبا و دلپذیر برگزار می‌گردید. هنوز هم از این حیث که منطقی‌ترین مبدأ برای آغاز سال به شمار می‌رود.
جشن باستانی نوروز ایرانیان، فرهنگ شادی و نشاط می‌آورد. از نیاکان ما به ما رسیده که در این جشن‌ها درس‌های خوشایند و ارزشمند و آیین‌های زیبا و گرانبهایی به یادگار مانده که اصالت و هویت ملت ما و ایران زمین را دو چندان افزون کرده است.
همه ما موظفیم میراث فرهنگی و تاریخی و دفینه‌های معنوی سرزمین خویش را حفظ کنیم و شأن و اعتبار و احترامی که شایسته و درخور آیندگان است برای آنان واگذاریم. ایرانیان کهن بر این باور بودند که نوروز هنگام آفریده شدن عالم و حضرت آدم است، پس چنین ایامی را گرامی می‌داشتند و می‌کوشیدند زندگی خود را بیش از پیش با معنویت درآمیزند. از همین رو، در ایام نوروز درهای آزادی به روی اسیران گشوده می‌شد. مردم از خطاهای یکدیگر در می‌گذشتند و به یُمن بهار از عطر عطوفت و بخشایش سرمست می‌شدند. گروهی نیز جامه رنگی بر تن می‌کردند و با نواختن ساز و حرکات موزون به مردم کوچه و بازار خرمی و شادی می‌دادند تا مردم جامه نو بر جسم و جان خویش بپوشانند و با قافله طبیعت همراه شوند و بدین‌ترتیب روزها و سال‌های بسیاری کهنه و دوباره نو شدند و این مراسم در سیر زمان تحول پذیرفت اما هرگز از یادها نرفت و سبز ماند.
مراسم نوروزی با سرور و شادی و علاقه و اشتیاق ایرانیان از روز اول سال تا سیزدهمین روز برقرار است.
مراسم روز سیزده نشان دهنده علاقه ایرانیان به طبیعت و گیاهان و نباتات است و در مورد مراسم سیزده فروردین اسناد معتبری در دست نیست و احتمال می‌رود که این ادعا مبنی بر نحس بودن روز سیزده فروردین از خرافات و اوهام غرب تقلید شده باشد. به نظر می‌رسد همان توجه به دشت، صحرا و باغ و بوستان بوده که مردم در محیطی گرم و طبیعی آخرین روز جشن نوروز را در کنار اقوام و دوستان سپری می‌کنند و ضمن مهرافشانی و دوستی به شادی و سرور می‌پردازند.
ادبیات فارسی سرشار از سروده‌های شاعران بزرگ ایرانی است که به مناسبت عید نوروز و آغاز سال نو، از خود شعری به یادگار گذاشته‌اند که خود باعث پایداری جشن نوروزی و شادی و سرور مضاعف آن شده است. جهت شادی‌آفرینی چند نمونه از ابیات بزرگان علم و ادب ایران زمین را می‌خوانیم؛
منوچهری
آمد نوروز هم از بامداد _
آمدنش فرخ و فرخنده باد_
مولانا
آمد بهاران دوستان منزل سوی بستان کنیم          گِرد غریبان چمن خیزید تا جولان کنیم
سعدی
برخیز که می‌رود زمستان_
بگشای در سرای بوستان_
برخیز که باد صبح نوروز_
در باغچه می‌کند گل‌افشان_
فریدون مشیری
باز کن پنجره‌ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی‌ها را
جشن می‌گیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست ...
نوروز بی‌شک بزرگترین نشانه هویت ملی ـ ایرانی ما ایرانیان است. فلسفه زندگی و اندیشه ناب و خالص ایرانی را از پس قرن‌ها در همین مراسم نوروزی آشکارا می‌توان دید.
نوروز فرصتی است برای خلوت با خویشتن، اندیشیدن به نیکی‌ها و بدی‌ها و غفلت‌ها و فرصتی برای آشتی و دوستی که در سایه همان غفلت‌ها از دست داده‌ایم.
نوروز فصل بخشش‌ها و بخشندگی و بخشایش گناهان و بخشودن بدی‌ها و استوار ساختن بنیاد درستی‌ها و گفتار و کردار و اندیشه نیک و پسندیده است.
اکنون که پنجاه و یکمین بهار انتشار ماهنامه «کانون» آغاز شده، نوروزی پربرکت خواهیم داشت.
نوروز یادگار باستانی ماست، گرامی و عزیزش داریم.
محمد علومی1



1. سردفتر بازنشسته دفتر اسناد رسمی 300 تهران.